سيد محمد باقر شفتي
25
تحفة الأبرار الملتقط من آثار الأئمة الأطهار ( فارسي )
مىگوئيم : حكم در مسأله مبتنى بر اين است كه نيت اتيان واجب به كيفيت مخصوصه آيا معين او هست كه به همان هيئت و كيفيت اتيان شود يا نه ؟ ظاهر ثانى است نظر به اين كه دليلى كه دلالت كند بر اين كه نيت معين است در امثال اين مقام نداريم . مجملا ظاهر اين است كه اشكالى در جواز اقتصار به همان قدر واجب نبوده باشد . بلى كلامى كه در اين مقام هست اين است كه آيا اقتصار به بعض آنچه منوى بوده از اذكار مستحبه مىتوان نمود يا نه ؟ مثل اين كه در مثال مفروض اقتصار به صلوات نمايد و اخلال به دو تسبيح مستحب نمايد ، يا اتيان به دو تسبيح مستحب نمايد و اخلال به صلوات نمايد ، يا اخلال به يك تسبيح نمايد و جمع ما بين يك تسبيح مستحب و صلوات نمايد ، ظاهر اين است كه نيت را مدخليتى در عدم جواز آنچه مذكور شد نباشد ، به اين معنى كه نيت معين منوى نشود ، بلكه مرجع مستندى است كه مثبت رجحان امور مستحبه است ، اگر به كيفيت خاصه است تعدى از آن نتوان نمود . مجملا مرجع در اين باب مستند امور مذكوره است ، عمل به مقتضاى آن جايز و تعدى از آن غير مجوز ، در مثال مذكور اتيان به صلوات با اخلال به دو ذكر مستحب بىاشكال است ، و ظاهر اين است اخلال به يك تسبيح مستحب و اتيان به ديگرى با صلوات و عدم آن هم جايز باشد ، و همچنين است در ذكر سجود . مطلب دوم : در تعدى از منوى است به زيادتى ، مثل اين كه معهود نزد مكلف در نماز كيفيت معينه بود ، در مقام عزم به اتيان آن نيت متعلق شد به همان كيفيت معهوده ، مثل اين كه در ذكر ركوع و سجود اقتصار به سه ذكر مثلا نمايد و به اين عزم بود تا به ركوع رسيد ، آيا مىتواند علاوه بر آن اتيان نمايد ، مثل اين كه اتيان به پنج ذكر نمايد ، يا آن كه دعاى قبل از ذكر منظور او نبود در حين